نامه سیزدهم
سلام عزیز دل مامان
خوبی عزیزکم
امروز ما و خاله زهرا و عمه صدیقه رفتیم مشهد اردهال میدونی که گلم مراسم قالیشیرون هفته پیش بود و امروز جمعه نشلجی ها بود خیلی خوش گذشت
بابا و عمو ها رفتن زیارت من و خاله و عمه هات و فاطمه رفتیم دم ماشین اونجا چایی ریختیم و خوردیم و کلی خندیدیم امیرعلی هم که حسابی شیطونی کرد فداش بشم
ای کاش تو هم بودی که دو تایی با هم شیطونی میکردی اگه از اولش اومده بودی الان همسن امیرعلی بودی ولی خب نیومدی....... دوست داشتی مامانی حسابی تنها باشه و حسرتت رو بکشه
اشکال نداره ........ هر وقت بیای قدمت رو چشم ............. میدونم که روزای خوبی رو با هم داریم
یه بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه سیزدهم
